تبليغاتX
2mdokhtarone




2mdokhtarone

فرهنگی_عاشقانه





درباره وبلاگ
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست_ مهسا و فتانه
「❤」
من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ، من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...!Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
برعکس بقیه من اینجا حرف دلم نمی نویسم شعرای که ازشون خوشم میاد اینجا میذارم چون جای بهتراز اینجا پیدا نکردم
با هرکسی تاب نمی خورم پس مواظب رفتارتون باشین
عاشق نیستم این شعرای عاشقونه هم هیچ ربطی به احساساتم نداره چون احساساتی نیستم
به اندازه ی کافی ضربه خوردم و جبران کردم اگه زخمیم کردی منتظر تلافی من باش چون ساکت نمیشینم
‍‍


مطالب تازه
love











آرشيو وبلاگ
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
دی 1389
آذر 1389

موضوعات
عاشقانه
علمی
چگونه با کسی گفتگوی صمیمی داشته باشیم
محرم

لينكستان
love image
haniyeh
غم تنهایی
saeed.p
Speed Mania Group
فروش محصولات آموزش زبان انگلیسی
jooti
bestlove
به ياد تو با خاطره هاي تو
یه عاشق دیوونه
join2me
alone
nasim
طنز نوشته های سعید زاهدی
rahzanekhial
بیا تو کلوب
رپ گیلکی
تبریزی ها
دلنوشته هاي دختري از جنس باد...
xsaeid
یک چمدان حرف
ابجی زهره و داداش سورنا
به کی باید دل بست
خدایی که اخرشه
چیزی شبیه هیچ چیز ...
تنهای روزگار
ANTIBOY GIRLS
♥ تــنـهـاتـریـن تنها ♥
آموزش بستن شال و روسری
stone
(¯`'•.¸(¯`'•.¸ کاغذ مچاله¸.•'´¯)¸.•'´¯)
دلتنگی های من....


فال امروز



90/03/27 ساعت 1:20
  love


91/02/20 ساعت 20:39
و خدا زن را از پهلوی چپ مرد آفرید.

آری ، خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید

نه از سر او ، تا فرمانروای او باشد.

نه از پای او ، تا لگد کوب امیال او گردد.

بلکه از پهلوی او ، تا برابر با او باشد

و از زیر بازوی او ، تا مورد حمایت او باشد

و از نزدیکترین نقطه به قلب او ،

تا معشوق و محبوب او باشد.




91/02/15 ساعت 20:35
درد دارد !

وقــتـی می رود ..

و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ...

و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت كــنی

كه هــرشـب

بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می كـــرد !!



91/02/15 ساعت 20:29
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ! می خواهم امروز را زندگی کنم ... خواستی باش ... نخواستی نباش ..




91/02/01 ساعت 14:5
مـن زنـم
مـرا پـریـشـانـی مـوهـایـت کـه نـه
مـرا تـه ریـش خـسـته ی صـورتـت آشـفـتـه مـی کـنـد...

پاییز باشد
باران هم بیایید
حیف است تو نباشی...

لبخندت
دلم را قرص می کند
که هنوز هم
مالک تمام گستره ای که در چشم های تو جا گرفته است
منم!!!

از مهتاب و خورشید و ستاره گرفته
تا
کوه و دشت و دریا...
با همه ی اینها
هنوز هم
زمین زیر پای من سفت نیست!!!

بیا و معجزه کن آغوشت که باشد غروب های دلگیر پاییز هم دلچسب می شود.

چند میگیری تا اینبار هنگام رفتن
خیالت را هم با خودت ببری؟!
کمی انصاف داشته باش بی معرفت،
هنوز جای نگاهت تیر میکشد!
با من که مشتری ثابت خنده هایت بودم
ارزان تر حساب کن...
اشکهایم به کنار...
هر تار موی سپیدم چند می ارزد؟!!!

دیـر یـا زود حـملـه خـواهنـد کـرد... خـاطـراتـی کـه زبـان آدمیـزاد؛ نـمی فـهمـند...




91/02/01 ساعت 13:46
لبانم را دوخته ام مبادا بگویم”دوستت دارم” که هر بار گفتم تنهایى ام بزرگتر شد… ‍


91/02/01 ساعت 13:37
دوباره بـــــور میزنـــم ورق هـای زندگــــــی ام را

شایــــــد در فــال جـــدید

تصـــادفا عاشــــــــقم شـــدی . . .‍


91/02/01 ساعت 13:35
نمیدانم چرا رفتی نمیدانم چرا شاید خطا کردم و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی  نمیدانم کجا تا کی . برای چه؟ ! و من با انکه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز اشفته چشمان  زیبای  توام برگرد... ... ‍


91/01/23 ساعت 17:40
تازگی ها

نقش پسری

در خوابهایم تکرار می شود ...

خوابهای بی حوصله

خوابهای دلشوره و اضطراب

خوابهای فرار ...

پسری که عجیب شکل توست

با همان چشمان وسوسه انگیز و صمیمی ...

و باز وسوسه ام می کند

وسوسه غرق شدن ...

دنیا را چه دیدی

شاید اگر این بار در خوابم آید

باز با همین چشمان مغرور

غرق چشمان صمیمیش شدم

شاید در وسوسه هایش غرق شدم ...

شاید ... دیگر بیدار نشدم !

دنیا را چه دیدی !؟



91/01/23 ساعت 17:31
بـزرگ که میشــــوی....

غُصـه هایت زودتـر از خـودت،قـَد می کِشــند،

دَرد هـایت نــیز!

غــافل از آنکه لبخــندهـایت را،


در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــُذاشتــی...‍


91/01/21 ساعت 11:56
دار بزن …


خاطرات کسی که تـو را دور زده هی کی میخواد باشه دوست یا همکار اشنا یا غریبه دار بزن




91/01/21 ساعت 11:56
خــــــــــــــــدایا !


هیچ تنهایی را انقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه عشـ ـ ـ ــقم... !




91/01/19 ساعت 17:27
دَر شِعرهآیـَم دیگـَر مـِثـل ِگـُذَشتـِﮧ دآئـِمـے نیستـے


گآه بـَرآے توست ، گآه بَرآے دِل ِ تـَنـگـَم


نـِمیدآنـَم شآیـَد مَـטּ بـے مـَعرِفـَت شُدِه اَم


امـآ شِعرهآیـَم دیگـَر چـِرآ ؟!




91/01/19 ساعت 17:26
هـر وقتـــ کم مــے آورمتـــ

مـے گویـم

اصــلــا مــهـم نیــستــــ !

اما تو که مـے دانـے نـبـودنتــ چقدر مهم استــ ...




91/01/19 ساعت 17:25

یک نخ آرامش دود می کنم؛
به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند!
یک نخ تنهایی، به یاد تمام دل مشغولیهایم..
یک نخ سکوت، به یاد حرفهایی که همیشه قورت داده ام،
یک نخ بغض ، به یاد تمام اشکهای نریخته..
... کمی زمان لطفا!!!
به اندازه یک نخ دیگر؛
به اندازه قدمهای کوتاه عقربه.
یک نخ بیشتر تا مرگ این پاکت نمانده...




91/01/19 ساعت 17:25
به رخ كشیدنت... مـی شــَود باشــی ؟! مـی شــَود حــالا کــه نیستــی ؛ بــودن َت با کســی دیــگر را , بـه رُخ ِ مــَن نکــِشــی ؟!




91/01/19 ساعت 13:0
آینده‌
به چه کارم می‌آید
جز
تو را داشتن و
با تو خندیدن

داشتنت
پایان تمام پیش‌گویی‌هاست



90/12/24 ساعت 19:46
می روی و من پشت سرت آب نمی ریزم

وقتی هوای رفتن داری

دریا راهم به پایت بریزم

بر نمی گردی




90/12/24 ساعت 19:24
دلگیرم از مرغ هایی که دانه خوردنشان پیش ما بود

وحالابرای دیگران تخم می گذارند!!!

برو ولی می دانم روزی بوی کباب شدنت به مشامم می رسد




90/12/14 ساعت 13:57
هی ...!!

پاییـــــــــز...!!

ابرهایت را زودتر بفرست
... 
شستن این گرد غم

از دل من 

چند پاییز

باران میخواهد...!




90/12/14 ساعت 13:55
جـــایِ خالیـــت را...

نه کتـــاب پُـــر میکنــــد...

نه چیـــپس و ماســتـــــ...

نه سیــــگار...

و نــه لبخـــندهای الـــکی!

دلــــــم...

بغــــل میخــــواهـــد...!!




90/11/30 ساعت 11:48

اما...

      با این همه تقصیر من نبود...

                                     که با این همه...

با این همه امید قبولی...

در امتحان ساده ی من رد شدی...

 

اصلا نه تو ، نه من...!

تقصیر هیچکس نیست...

 

از خوبی من بود...

                         که تو

                               بد شدی...!!!!!!!!!

هوای بهشت




90/11/30 ساعت 11:42

دوباره سیب بچین آدم....!

خسته ام...!

بگذار از اینجا هم بیرونم کنند...!!!!!!!!!!!!!




90/11/30 ساعت 11:38

روزی دلم می خواست،

انسان متفاوتی باشم...!!

بعد ها فهمیدم،

این تنها چیزیست که مرا شبیه دیگران می کند...!!!!!!!

شبیه تو...!

از این شباهت بیزارم...!!!!!!!!!!!!!!

http://edens-god.blogfa.com/ هوای بهشت




90/11/09 ساعت 14:15
نمیخواهم که برگردی...........

این را به همه گفتم به تو به خودم

اما نمیدانم چرا هنوز برای آمدنت فال میگیرم




امروز تکرار روز اول آشنایی مان بود یادت است؟!

آن روز  پرسیدی دوستم داری؟ گفتم: نه   گفتی:چرا؟!!!

گفتم :مگر تو دوستم داری؟ گفتی : نه! و من خندیدم

امروز تو پرسیدی دوستم داری؟ گفتم: نه   گفتی:چرا؟!!!

گفتم :مگر تو دوستم داری؟نفست را بیرون دادی و آرام گفتی: نه! و من خندیدم

میدانم این حادثه تکراری فرقی دارد اینکه تو با غم گفتی نه من با بغض خندیدم




90/10/13 ساعت 10:13
کاش گاهی مرد بودم
می شد تنهاییم را به خیابان ببرم
سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مغرضانهِ مردم نباشم
کاش گاهی مرد بودم......
می شد شادی ام را به کوچه ها بریزم ... با صدای بلند از ته دلم بخندم و هیچ ماشینی برای سوار کردنم ترمز نکند
من از زن بودنم در این سرزمین گاهی سخت گله دارم . .
ANTIBOY GIRLS




90/10/13 ساعت 10:12
بـــرو خیالت راحـــت
یادت دیگــــــر صبح ها
زودتــــــــر از خورشیــــد
در خاطـــره ام
طلوع نمــــی کنــــد
از دیده که رفتــــــی،
خیالتــــــ راحت
از خاطره هم دور شدی

خودت گفتی
به آنچه می گذرد دل نبنــــد
حال تو شدی رهگذر
و من
دلم را در چمدان رهگذرم
جا نمــــی گذارم
خیالتــــ راحتـــــــ
فراموش کردنت سخت نیست
کافیست پلک بر هم بگذرام
و با قطره ای اشک
هر چــــــه از یاد تو جاریست
پاک کنم
و دور بریز
به همین سادگی




90/10/13 ساعت 9:34
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده…

دست به خلاف بزنیـم…!

من اندوه تـــو را مـــی دزدم…!

تو تنهـایـی مـرا…!!




90/10/13 ساعت 9:33
خدایا...
دستانی را در دستانم قرار بده
که پاهایش با دیگری پیش نرود...